ELEM.ir      ElmeEjtemaeiMoslemi.ir
 
سال حمایت از کالای ایرانی
 

جایگاه دین در جامعه مصرفی

جایگاه دین در جامعه مصرفی با تاکید بر دیدگاه زیمل و بوردیو

سید حامد شریعتمداری[1]

حدود 1900 کلمه

چکیده:

جامعه مصرفی مفهومی است که پس از 1950 و در پی رواج مکتب پست مدرن جای خود را در واژگان مفهومی جامعه شناسان و اقتصاد دان ها باز نمود. اما پیش از آن زمینه هایی برای شکل گیری این تفکر پدید آمده بود، زمینه هایی که زیمل از آنها با عنوان «پول در فرهنگ مدرن» سخن به میان آورد.

در این جامعه مصرف آغشته به ارزش بوده و جامعه ی فرد مداری که هویت پیشین خود را رها کرده با مصرف هویت جدیدی می یابد، روابط و تعامل و تمایز او را در مجموعه ی انتخاب های مصرفی اش شکل می دهد و در نهایت همه چیز را از کالا و معنا مصرفی تصور می کند. در این جامعه مراکز خريد بزرگ معبد نيايش مصرف کننده ها است؛ محل ملاقات مصرف کننده با اشيا به نوعی محل عبادت لذت بخش انسان مدرن است. جایی که ساعتها با محبوب خود به سر می برد و آیین او توجه هر چه بیشتر به محصولات متنوع و تقدیم دسترنج خود به این معبود نوین و بت عصر جدید است.

کلمات پیش رو تلاشی در جهت تصویر دین در این جامعه و بیان ویژگیهای آن است.

واژگان کلیدی: جامعه مصرفی، دین در جامعه، مصرف دین، زیمل، بوردیو،

 

 

مقدمه:

مصرف مفهومي کليدي است به اين معني که مي توان با آن قفل فهم جامعه مدرن را دريافت. مصرف مفهومي آغشته به ارزش است. در جهان کنوني بينش بازار باز به عنوان يک جامعه خوب مطرح شده که ادعا مي شود: ثروت، کالاها و خدمات را به مصرف کنندگان عقلاني و در جهت آزادي مطلوب آنان عرضه می کند. در مقابل بخش منفي و تاريک مصرف قرار دارد که در واژه هاي تحقير آميز مصرف گرايي (consumerism) ، مادي گرايي، فرصت طلبي، خودپرستي، لذت گرايي و ... جستجو می شود.

مصرف همچنين در مقابل مفاهيم ديگري قرار دارد: مصرف در مقابل توليد، سرمايه گذاري، شهروندي و ... از مهم ترين تقابل ها مي باشد.

مصرف کننده نقش هاي مختلفي در جامعه مصرفي دارد. هنگامي مصرف کننده به مثابه انتخاب گري است که به قصد حداکثر کردن فايده مندي  خود عمل مي کند. در عين حال وی نيروي محرکه جامعه مصرفي است. اين مصرف کننده کنشگر عقلاني محسوب مي شود که بهترين قاضي انتخاب بين علائق خود است. او به عنوان ارتباط  برقرارکننده (از طريق نمادهای  مصرفی) و از طريق راه هاي مختلفی چون مصرف تظاهري يا اوقات فراغت و به مثابه اکتشاف کننده و جوياي هويت است. او همچنین لذت گرا و شهروندی است که در راه انتخاب خود مبارزه می کند.

پیشینه ی جامعه مصرفی:

در پیشینه ی این جامعه باید گفت زیمل با تحلیل پول و جایگاه آن در فرهنگ مدرن این جامعه را چنین تبیین می نماید:

«اقتصاد پولی وابستگی شخصی و روابط مادی را که مشخصه ی اقتصادی تهاتری است از میان برد. اقتصاد پولی،مدام میان شخص و شی ای خاص ارزشی پولی را حائل می‏کند،ارزشی که کاملا عینی و ذاتا فاقد هر نوع کیفیت است. این اقتصاد با واسطه شدن میان شخص و دارایی، فاصله گرفتن آنها را از یکدیگر سرعت می‏بخشد و عناصر شخصی و محلی را-که قبلا شدیدا به‏ یکدیگر وابسته بودند-چنان از یکدیگر جدا می‏کند که شخص بتواند در برلین درآمد حاصله از سود شرکتهای راه‏آهن امریکایی و رهنهای نوروژی و معادن طلای اقریقایی را دریافت کند. این نوع دارایی از راه دور که ما امروزه وجود آن را بدیهی می‏انگاریم فقط از زمانی میسّر شد که‏ پول هم به عنوان عاملی پیونددهنده و هم به عنوان عاملی جداکننده میان مالک و ملک قرار گرفت.

با این حساب پول،در مالکیت اقتصادی جنبه‏ای غیرشخصی ytilanoserpmi به وجود آورد که‏ قبلا ناشناخته بود و به همین نسبت باعث عدم وابستگی و استقلال روزافزون شخصیت شد، رابطهء شخصیت با جمعیتها نیز به همین‏گونه تحول پیدا کرد.[2]»

جامعه ی مصرفی با این ویژگیها نگاهی خاص به دین دارد که مورد بحث قرار خواهد گرفت.

ویژگیهای جامعه مصرفی:

  امروزه ما تحت محاصره خارق العادهِ مصرف تظاهري و فراواني خدمات، اشياء و کالاهای مادي قرار داریم. استاد جوادی آملی از این مساله تحت عنوان توسعه کوثری در مقابل توسعه ی تکاثری نام می برند و طبیعتا در مقابل توسعه ی تکاثری، جامعه ی تکاثری وجود دارد. ویژگی این جامعه به قول بوردیو اینست که بشر دیگر به وسيله بشر احاطه نمی شود بلکه اينک شاهد محاصره بشر به وسيله اشياء هستيم. مبادله روزانه ديگر بين افراد نيست بلکه با دستکاري کالاها و پيام ها صورت مي گيرد[3].

کنشگر در علم اقتصاد فردي است که به قصد حداکثر کردن سود و فايده مندي اش عمل مي کند. در حاليکه در جامعه شناسي کنشگر در تعامل با ساير افراد بررسي مي شود. فرض ایشان اين است که با کنشگر عقلاني ای روبرو هستند که بهترين انتخاب را انجام مي دهد. و به همین جهت مصرف، مطالعه رفتار عقلاني مصرف کننده است. اما در ديدگاه جامعه شناسي عقلانيت مصرف کننده تنها يک متغير است. اقتصاد دان جامعه مصرفي را امر بيروني تصور مي کند و تنها به تحليل فرد مصرف کننده مي پردازد و در اين راه از روش هاي تجربي و رياضي سود مي گيرد اما جامعه شناسان انسان را به دنبال حداکثر کردن سطح رضايت از کالاها و اشيا می دانند. انسان مصرف مي کند نه فقط چون نياز دارد بلکه عوامل دیگری در آن دخیل است که با دقت بیشتر عیان می گردد.

انسان  به همنوايي،  انطباق و رقابت توجه دارد. لذا در جامعه مصرفي پويايي هاي اجتماعي مصرف مطرح مي شود و ما مدل هاي همنوايي، انطباق و رقابت مصرف کننده اي را که تحت تاثير گروه همسالان قرار دارد می بایست مورد توجه قرار دهیم.

يکي از مهم ترين ويژگيهاي جامعه مصرفي انباشت و فراواني است. فراواني همه چيز لباس، غذا و ... . نمايش و عرضه، انباشت را فراتر از واقعيت آن چيزي قرار می دهد که وجود دارد. يعني تظاهر مازاد يا به عبارت ديگر پايان کميابي و بنا به عبارت ما نمایش تکاثری!

شکل موثر انباشت اشياء در نمايش(displays) و مجموعه ها (Collections) است که نمود دارد. چنين نمايشي با عرضه و نمايش سنتي متفاوت است. حتي با نمايش مدرنيته اوليه هم متفاوت خواهد بود. نمايش ويتريني آنتيک و  عتيقه گونه نمايشی مطابق مدل مدرنیته اولیه است. اما نمايش مدرن اشياء، نمايش متنوع و تکمیل کننده ایست که  حق انتخاب را نشان مي دهد. نمايش در جامعه مصرفي وضعي پديد مي آورد که حتي ناتوانانِ در خريد هم از لذت ديدن سيراب مي شوند. آنها هم مي توانند با مصرف زمان ويترين ها و نمايش اشياء و کالاها را تماشا کنند.

این نمايش در سه حوزه اتفاق مي افتد: نمايش کالا و اشياء، نمايش محل خريد و مصرف و نمايش عرضه کننده کالا، خدمات يا شي. بنابراين عرضه کنندگي کالا و خدمات هم به عنوان بخش مهم نمايش در مي آيد. اين امر با استاندارد کردن نمايش فروشنده همراه است. انضباط، خوش رويي و .... همچنين نمايش فروشنده بخشي از ماشين ترغيب مصرف کننده در جامعه مصرفي باید باشد.

بنابر اين مي توان گفت که جامعه مصرفي جامعه نمايش و جلوه است. در جامعه مصرفی، مصرف به یک ارزش تبدیل می‌شود؛ در این عصر که سرمایه‌داری با مشکل مواجه شده است، باید مصرف افزایش پیدا کند و برای این افزایش باید اخلاق مردم متحول شود، به‌گونه‌ای که با مصرف همسو شود. مصرف یعنی هر فعالیتی که شما انجام می‌دهید و خود را با آن نشان می‌دهید. طرز نشستن و لباس پوشیدن و روش زندگی به نوعی مصرف نام نهاده می‌شود. در جوامع جدید انسان‌ها با مصرف علم، اقتصاد و فرهنگ اجتماعی‌شان، خود را نشان می‌دهند و در واقع هویت‌نمایی می‌کنند[4].

دین در جامعه مصرفی:

 در جامعه مصرفي نه تنها همه چيز با نمايش اشيا مرئي مي شود بلکه ما با رشد مراکز خريد و مصرف بزرگ؛ مراکز تفريحي، پارکهاي خريد و ... روبرو هستيم. مراکز خريد بزرگ معبد نيايش مصرف کننده ها است؛ محل ملاقات مصرف کننده با اشيا به نوعی محل عبادت لذت بخش انسان مدرن است. جایی که ساعتها با محبوب خود به سر می برد و آیین او توجه هر چه بیشتر به محصولات متنوع و تقدیم دسترنج خود به این معبود نوین و بت عصر جدید است.

اگرچه فروشگاه هاي بزرگ در ويژگي هايي مانند ورود آزادانه، برابري ارزش پول همه افراد ، فرار افراد از محليت، و ... با مراکز خريد بزرگ يا دراگ استور ها مشترکند اما در فروشگاه هاي زنجيره اي نوعي تحميل به مصرف کننده را مي بيينم که با رديف کردن اجناس و تحميل انتخاب صورت مي گيرد.

 در مراکز بزرگ خريد مصرف کننده همه چيز را در يک جا می یابد، کالاي فرهنگي و کالاي اقتصادي مرز مشخصی ندارد و شیء انگاری انسان به نهایت خود رسیده و مرز میان معنا و ماده شکسته شده است. افراد همه چيز را زیر يک سقف مي يابند. در اين محل ها مصرف همه چيز: فرهنگ، زمان، کالا و ... را شاهد هستيم که در زندگي روزمره او یکسان انگاری شده است.

 در جامعه مصرفي خريد به صورت يک پيشه فراغتي درآمده است. و فراغت کلیدی ترین واژگان در قاموس زندگی شمرده شده پس می توان نتیجه گرفت خرید و مصرف در این جامعه اساس زندگی و هدف آن شمرده می شود. این مساله به معنی اصل قرار گرفتن مصرف است یعنی در جایی که دین می بایست هدف اصلی زندگی را تعیین کند، مصرف به عنوان هدف قرار گرفته است.

اما کليدي ترين ويژگي اين جامعه را بايد در اجتناب ناپذيري افزايش درجه انتخاب در ساخت و عرضه کالاها بحساب آورد. در جامعه مصرفي کالايي نيست که بدون توجه به درجه انتخاب عرضه گردد.

در این وضعیت وارد فضایی می‌شویم که مرجعیت‌ سنتی در آن از بین می رود. در جامعه سنتی مرسوم این‌گونه است که مرجعیت برای حکام و روحانیون است. در جوامع مدرن این مرجعیت به طبقه جدیدی به نام روشنفکران منتقل می‌شود. اما در فضای پست مدرن از اهمیت همه این‌ها کم می‌شود. مرجعیت‌ها به طیف‌های مختلف مثل گروه خوانندگان و بازیگران و شعبده‌بازها و ... تعلق می‌گیرد و سخیف می‌شود.

نکته ی بسیار مهم اینست که نظام اجتماعی ، روابط اجتماعی و تمایز اجتماعی در آوردگاه جامعه ی مصرفی مطرح می گردد.

تبلیغات برای تمرکز بر مصرف کننده به عنوان يک موجود اجتماعي است که بوسيله مصرف همان کالا در فرايند تعامل اجتماعي قرار گيرد. آنچه در تبلیغات دنبال مي گردد تغيير جامعه طبقاتي class societyبه جامعه توده اي  mass society است؛ جامعه اي که در آن “خود”  self به “خودِکالايي”  commodity self  تبديل شده و فرد با کالا همنوا و منطبق مي گردد.

البته در جامعه مدرن مصرفي شاهد بروز حس زيبا شناختي aesthetics نیز هستیم. و مراکز خريد مراکز نمايش زيبايي و اقتدارهستند، مراکزي که در آن در 7 روز هفته، جهان 24 ساعت بيدار است: چه جهان معنوی و چه جهان مادی.

نتیجه گیری:

در جامعه ی مصرفی و در پی تفسیر انسان نوین از خود، و رها کردن هویت پیشین، به هویت مصرفی روی آورده و نه تنها مصرف و حق انتخاب هویت فعلی وی را رقم می زنند، دین را هم در سایه ی حق انتخاب خود معنی می کند. او تکثر و مزیت های معلومات و معنویات را در جهت رفاه و لذت خود دوست دارد و دریافت دین و توجه به آنرا  در خرید کالای معنوی و انتخاب محصولات مرتبط جستجو می کند.



[1] ـ دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت راهبردی فرهنگ ـ دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام. Hamed.Shariat@Gmail.com

[2] ـ پول در فرهنگ مدرن از دیدگاه زیمل ـ یوسف اباذری،  مجله ارغنون » پاییز 1373 - شماره 3

[3]  ـ جامعه ی مصرفی ، بوردیو

[4]  ـ برگرفته از سخنرانی دکتر زیبایی نژاد در جمع طلاب، نیمه رجب در جمکران.

 

نويسنده: 
سید حامد شریعتمداری