ELEM.ir      ElmeEjtemaeiMoslemi.ir
 
سال حمایت از کالای ایرانی
 

روش‌شناسي از جمله معرفت‌هاي درجه دوم است که به مطالعه علمي روش‏هاي علوم، مقايسه و بررسي محدوديت‏ها و نقاط ضعف و قوت آن‌ها مي‏پردازد. به عبارت ديگر روش‏شناسى شناخت شيوه‏هاى انديشه و راه‏هاى توليد علم و دانش در عرصه معرفت بشرى است که موضوع آن، روش است. روش شناسي در علوم، به طور کلي به دو دسته بنيادين و کاربردي تقسيم مي‌شود.

الف) روش‌شناسي بنيادين: سطح عميقي از روش وجود دارد که با تکيه بر مجموعه‌اياز مبادي و اصول موضوعه رويکردها، مکاتب نظري و نظريه‌هاي متناسب با آن را به وجود مي‌آورد. به عنوان مثال سطوح عميق روش پوزيتويستي با تکيه بر مبادي فلسفي و معرفت شناختي خود روش ويژه‌اي را پديد آورد كه در دامن آن با رويكردهاي مختلف، مکاتب و نظريات گوناگون پوزيتويستي درعرصه‌ها وحوزه‌هاي گوناگون علمي شکل مي‌گيرد. مانند نظريه كنت، دوركيم و حتي وبردرعرصه جامعه شناسي.نمونه‌ي ديگر فلسفه هگل است که از مسير ماترياليسم فوئر باخ روش ماترياليسم ديالكتيك ماركس را به دنبال مي‌آورد و در دامن اين روش مكتب ستيز و تضاد با رويكردهاي مختلف نظريات گوناگون ماركسيستي را در حلقه فرانكفورت و غير آن پديد آورد. علمي که به مطالعه اين سطح از روش مي‌پردازد، روش‌شناسي بنيادين ناميده مي‌شود. روش‌شناسي بنيادي در مورد ملاک‌ صدق و کذب نظريه بحث مي‌کند.

يکي ديگر از مسائلي که روش شناسي بنيادين عهده‌دار بررسي آن است؛  ارتباط مبادي و اصول موضوعه نظريه‌ها با رويكردها و نظريه‌هاي درون علم است.

اين علم پيامدهاي منطقي مبادي و اصول موضوعه مختلف گوناگون را نسبت به يك حوزه معرفتي نيز مورد بررسي قرار مي‌دهد. بررسي صدق و كذب مبادي يا صدق و كذب نظريه‌اي كه بر اساس آن مبادي شكل مي‌گيرد؛ بر عهده روش‌شناسي بنيادين نيست بنابراين فقط به بررسي ملاک صدق و کذب نظريه‌ها مي‌پردازد.

روش‌شناسي بنيادين تنها خطاهاي روش‌شناختي يك نظريه را بيان مي‌كند و در صورتي كه يك نظريه از مبادي اعلام شده وياناگفته خود عدول كرده باشد، انحراف آن را مشخص ساخته و يا آن كه مبادي ناگفته و پنهان علم راآشکار مي‌کند.

روش شناسي بنيادين با مشخص ساختن مباني يك نظريه زمينه نقد‌هاي مبنايي آن را نيز پديد مي‌آورد. نقدهاي مبنايي نقدهايي است كه ناظر به مبادي و اصول موضوعه نظريه و علم است ودر زمره مسائل علمي است که عهده‌دار بررسي مبادي و اصول موضوعه است.

ب) روش‌شناسي کاربردي: سطح ديگري از روش وجود دارد که مولود نظريه است. اين سطح روش‌هايي را دربر مي‌گيرد که بر اساس آن مي‌توان نظريه را در موضوع علم به کار گرفت. بنابراين روش‌شناسي کاربردي،روش به کارگيري نظريه‌ها را در عرصه‌هاي علمي مربوطه را مورد بررسي علمي قرار مي‌دهد. از اين‌رو روش بنيادين مقدم برنظريه و روش کاربردي موخر ازنظريه است.