ELEM.ir      ElmeEjtemaeiMoslemi.ir
 
سال حمایت از کالای ایرانی
 

تدريس کتاب الحروف فارابي توسط استاد پارسانيا

سرانجام پس از اصرار فراوان شاگردان، استاد پارسانيا پذيرفتند کتاب الحروف فارابي را تدريس نمايند. اين محفل طلبگي که پس از دهه محرم آغاز خواهد شد، فرصت مناسبي براي بحث و گفت و گو پيرامون حکمت عملي و رابطه آن با علوم انساني، براي طلاب علاقمند به علوم انساني ايجاد مي‌کند. زمان و مکان کلاس متعاقبا اعلام خواهد شد. براي آشنايي بيشتر با کتاب الحروف يادداشت زير را ملاحظه فرماييد.

 

مروری بر آراء زبانشناختی فارابی در کتاب الحروف

نگار داوری اردکانی[1]

طیبه سیفی[2]

سمیه فراهانی[3]

کتاب الحروف فارابی که بسیاری آن را تفسیری بر مابعدالطبیعه ارسطو می دانند، متضمن برخی  آراء زبانشناختی  اوست که در میان زبانشناسان  به طور دقیق شناخته و معرفی نشده نیست. در این یادداشت به طور اجمال رویکرد فارابی به زبان و دغدغه های زبانشناختی او  ترسیم می ‏شود. از میان زبانشناسان ایرانی فرخنده(۱۳۷۸)، ارکان(۱۳۸۰)، افراشی(۱۳۸۰)، حق بین(۱۳۸۰، ۱۳۹۲)، بشیرنژاد(۱۳۸۳) و ناصح به معرفی اجمالی آرا زبانشناختی فارابی در مقالات یا کتاب‌هایی تحت عناوین کلی‌تر زبانشناسان و یا دانشمندان ایرانی پرداخته اند، اما اثری که اختصاصا به شرح و بسط آرا زبانشناختی فارابی بپردازد از سوی زبانشناسان تا کنون نگاشته نشده است.  نکته اینکه این کتاب برای اولین بار پس از تذکر پدر در جریان برگزاری نخستین همایش تبادلات فرهنگی و تمدنی ایران و قزاقستان توسط دو تن از همکاران ( دکتر طیبه سیفی و خانم فراهانی) در دانشگاه شهید بهشتی به فارسی ترجمه شد و اکنون در دست ویرایش است.

 طباطبایی(۱۳۵۴) نیز مقاله‌ای درباره زبان فارسی در آثار فارابی می نویسد که اگرچه اثری ارزشمند در ترسیم جایگاه و شان زبان فارسی در نزد فارابی است به بیان آرا زبانشناختی او معطوف نیست. در خصوص معرفی کتاب الحروف، کمالی زاده(۱۳۸۴) و مهدی(۱۳۸۷) کوشش های موثری انجام داده‌اند که البته عمدتا معطوف به مباحث فلسفی این اثر است. آنچنانکه مهدی توضیح می‌دهد کلمه حروف در کتاب الحروف ایهام دارد و هم به معنای حروف الفباست و هم بخش بزرگی از اقسام کلمه و الفاظ داله - همان که نحویان یونان آن را ادوات و نحویان عرب آن را حروف معنی می نامند- است. کتاب الحروف دارای سه فصل تحت عناوین «حروف، اسماء و مقولات»، «ظهور الفاظ، فلسفه و دین» و «حروف پرسشی» است. فصل اول کتاب در واقع نوعی دستور زبان فلسفی است. در این رویکرد تناظر صورت‏های زبانی و معانی آنها و ارائه تحلیل‏های فلسفی در تبیین این تناظر از اهمیت ویژه‏ای برخوردار است. سه حرف «اِنَّ»، «متی» و «عن» در فصل اول تحلیل شده‏اند و مفاهیم اساسی چون «مقولات»، «معقولات»، «نسبت»، «اضافه»، «عرض»، «جوهر»، «ذات»، «موجود» و «شی» در ارتباط با صورت‏های زبانی آنها شرح و بسط داده شده‏اند.این فصل مشتمل بر ۱۸ بخش است که تنها ۵ بخش آن با عناوین زبانشناختی مشخص شده‌اند و بقیه بخش‌ها اگر چه موضوع زبان را در زیرساخت خود دارند مباحث معنی شناسی فلسفی و منطقی هستند. موضوع اصلی فصل دوم چگونگی شکل‌گیری و تکامل زبان/ زبان هاست. دراین  فصل، موضوع تقدم و تأخر فلسفه و دین و چگونگی ظهور الفاظ به تفکیک در زبان روزمره و زبان علم بررسی می‏شود. به‏این‏ترتیب فارابی تصویر واقع‏گرایانه‏ای از ظهور و تکامل زبان‏ها در ارتباط با شکل‌گیری علوم به‏دست می‏دهد. تصویری که طبیعت گرایی و قراردادی بودن زبان را هر دو با هم در بر دارد. این فصل مشتمل بر ۷ بخش است که همه فصول صبغه ای زبانشناختی دارند. فصل سوم کتاب باتوجه به گفتمان‏های علم، فلسفه و گفتگو، چگونگی طرح پرسش در این سه بافت را مطرح نموده و در این میان حروف پرسشی «ما»، «کیف» و «هل» بررسی می‏شود. از جمله ملاحظات اساسی   در کتاب الحروف فارابی می‏توان به موارد ذیل اشاره کرد: معنی‏شناسی فارابی عمدتاً معنی‏شناسی فلسفی، منطقی وا  مبتنی بر مفهوم شمایل‏گونگی ‏  زبان و معنی است، چرا که فارابی مبداً و منشأ زبان را ندا و سپس اشاره به اشیاء و تقلید می‏داند و قائل به فرایند پرورش زبان پس از تولید است. فارابی پس از تبیین رویکرد خود به معنی در زبان، بحث خود را از منشأ زبان آغاز می‏کند. اشاره مختصری به آواشناسی و اندام‏های گفتاری می‏نماید؛ او برای توجیه شباهت‏های تلفظی به نوعی منشأ بیولوژیکی قائل است، ضمن اینکه تأثیر همزیستی افراد با یکدیگر را نیز مورد توجه قرار می‏دهد. در ادامه به دلیل تفاوت زبان‏ها می‏پردازد و تکامل زبان‏ها را مرهون اصلاحات کاربردی نخبگان می‏داند. او درباره ترتیب ظهور مقولات زبانی سه‏گانه اسم، فعل و صفت، اسم را مقدم بر فعل و فعل را مقدم بر صفت می‏داند. فارابی زبان علم و زبان عامه را به یکدیگر مرتبط دانسته اما ساخت تحلیلی آنها را متفاوت قلمداد می‏کند. او به روابط معنایی و معنایی ـ صوری و نحوه شکل‏گیری و ظهور واژه‏های مترادف، متضاد، هم‏آوا و ... نیز می‏پردازد.او درباره تقدم و تاخر وجودی و شناختی ظهور هم اواها نیز اظهار نظر می‌کند و به فرایندهای معنایی چون گسترش یا  بسط معنی و استعاره به ویژه با اشاره به کامل‏ترین گونه زبانی که همانا از نظر او خطابه و شعر است نیز می پردازد. فارابی فصاحت زبان را مشخصه‏ای مربوط به کاربرد زبان توسط نخبگان می‏داند. و اسامی مرکب را دال بر مفاهیم متأخرتر و جانبی تلقی می‏نماید. معلم ثانی به برنامه‏ریزی زبان نیز می‏پردازد و به تمایل گویشوران به حفظ زبان اشاره می‏کند و دلیل ظهور کتابت را همین تمایل می‏داند. با این نگاه او ظهور زبان را ظهوری از جزء به کل تلقی می‏کند که این نگاه همراستا با نگاه امروز زبانشناسان به سطوح زبانی است. فارابی در بحث حفظ زبان‏ها به موضوع جلوگیری از تأثیر زبان‏های خارجی، قرض‏گیری، تداخل، رمزگردانی و ... نیز اشاراتی دارد و در همین ارتباط به موضوع فراگیری زبان به طور کلی و به ویژه زبان‏های خارجی نیز می‏پردازد. معلم ثانی به ترتیب در فراگیری زبان قائل است و می‏گوید ابتدا الفاظ مفرد، سپس الفاظ مشهور و بیگانه و سرانجام الفاظ مرکب آموخته می‏شوند و منبع الفاظ مرکب را اشعار و خطابه‏ها می‏داند. آموزش زبان را آموزشی دستور محور می‏داند چرا که زبانی را قابل آموزش می‏داند که قوانین آن نام‏گذاری شده باشد. نامگذاری و نوع تخصصی آن اصطلاح‏گزینی را شرح می‏دهد و به طور کلی اساس واژه‏گزینی و واژه‏سازی را شباهت معنی با لفظ می‏داند.

فارابی فنون و صناعات زبانی را بر شش قسم تقسیم‏بندی می‏کند: فن خطابه، فن شعر، فن حفظ و بازگویی اخبار و اشعار، دانش زبان‏شناسی، فن نگارش و کتابت، او دانش را به دانش مطلق و دانش اصلی تقسیم می‏کند و در کنار آن دسته‏ای از امور را امور نظری می‏نامد. از نظر او دانش‏های اصلی، دانش‏های کاربردی هستند که به وسیله آنها، تدبیر امور آسان می‏شود. لازم است گفته شود فارابی در احصا العلوم علم را در ۸ قسم تقسیم می کند: علم زبان، منطق، علم التعالیم، علم طبیعی، علم الهی، علم مدنی، علم فقه و علم کلام.

فارابی برهان را مقدم بر خطابه و خطابه را مقدم بر جدل و سفسطه می‏داند و تعلیم را که در آن از برهان نیز بهره گرفته می‏شود صورتی تکامل یافته‏تر از آن سه دیگر قلمداد می‏نماید. او فلسفه را برونداد تکامل شیوه‏های جدلی می‏داند. در همین راستا او چگونگی شکل‏گیری حوزه‏های مختلف علوم را تبین می‏کند. فارابی به مبحث زبانشناسی اجتماعی و محیطی نیز می‌پردازد و زبان بخش‏های مرکزی هر جغرافیا را زبانی مصون مانده از اختلاط و آمیزش با زبان‏های خارجی می‏داند و در پی آن به نوعی مفهوم «زبان معیار» اشاره می‏کند. فارابی در همین فصل، به طور مفصل درباره نامگذاری و بنیان‌های آن سخن می گوید. اصلی‌ترین بنیان نامگذاری را شباهت معرفی می‌کند و البته رواج و نیز مدیریت نام های زبانی را مبتنی بر اصل آشنایی می داند. ضمن اشاره به بده بستان زبان عمومی و تخصصی، وضع الفاظ تخصصی را بر اساس شباهت صورت و معنی و ابتدایا با بهره گیری از زبان عمومی می‌داند و به همبن دلیل وجود هماوایی بین واژه‌های عمومی و علمی را امری طبیعی قلمداد می نماید. او نوواژه سازی را در دو موفعیت نبود شباهت و فقدان واژه ضروری می شمارد.  فارابی ضمن بیان اصول واژه سازی به فرایند بومی سازی متعاقب قرض گیری اشاره می کند. او قرض گیری را امری طبیعی می‌داند و با قرض گیری افراطی و نیز سره گرایی افراطی صریحاً مخالفت می نماید. فارابی مشابهت ها و آشنایی های زبانی را تسهیل گر یادگیری علوم و دانش‌های تخصصی می داند. فارابی در همه این مباحث نظر به زبان ویژه ای ندارد و به نظر می‌رسد این توصیفات او به نوعی جهانی های زبانی است.

معلم ثانی در فصل سوم الحروف به شرح و بسط موارد کاربرد برخی حروف پرسشی در دو گونه عمومی و علمی زبان می پردازد.اگرچه بحث فصل آخر کتاب به حروف پرسشی مربوط است، اما در باطن فارابی مبحثی گفتمانی را بیان می‌کند و انواع بافت های کاربردی برخی از حروف پرسشی را بر می شمارد. این فصل شامل ۷ بخش است که بخش مقدماتی آن عمدتا بحثی گفتمانی در معرفی انواع گفتگو است. فارابی از لفظ گفتگو معنایی وسیع اراده می‌کند و گفتگو را شامل پرسش و پاسخ و نیز گفتگویی ذهنی می داند. گفتگو را به دو قسم عمومی و علمی تقسیم می‌کند وگفتگوی علمی را حصول شناخت در مورد یک موضوع می داند.  او ندا، استغاثه، درخواست، اجازه، منع، تشویق، نهی و بازداشتن و امر را در زمره پرسش می‌داند و پاسخ را بر دو قسم مثبت و منفی و نقلی و شرطی طبقه بندی می کند. او سخن را به جازم و غیرجازم طبقه بندی می‌کند و پاسخ، تعجب و آرزو را از زمره سخن جازم قلمداد می نماید. فارابی ندا را از نظر زمان ظهور مقدم بر سایر انواع گفتگو می‌داند و همه اقلام پرسش را دارای نوعی پاسخ می داند. او از حروف پرسشی ما، ای، هل، لم، کیف، کم، این و متی نام می‌برد و اما بحث تفصیلی درباره این حروف را به ما، ای، کیف و هل محدود می کند.  او چهار بافت کاربرد برای «ما» تشخیص می‌دهد و این کاربردها را به انواع اخباری، استعاری و مجازی طبقه بندی می نماید. فارابی از انتقال استعاره از زبان عمومی به زبان فلسفه یاد می‌کند.  فارابی در تعریف حرف «ای» می گوید: «ای» پرسشی را مطرح می‌کند که پاسخ آن مبتنی است بر درک وجه تمایز و انحصار و جدایی موضوع مورد پرسش از شریکان خود. او آنگاه که درباره حروف پرسشی در بافت فلسفه سخن می‌گوید از «لم» و «هل» سخن می‌گوید و هل را مقدم بر لم می داند.ماذا، لماذا و بماذا را به عنوان ادات پرسش از اسباب و علل می داند. او از لم هو و ماهو نیز نام می‌برد و به تفاوت کاربرد هل در پرسش از فنون علمی و خطابه و شعر می پردازد.  او درباره حروف لم، هل و کیف در سایر علوم سخن می‌گوید و در این میان از علوم ریاضی، طبیعی، مدنی و اللهیات و تفاوت کاربرد آن‌ها در علوم مختلف اشاره می کند. بحث فارابی درباره حروف در این فصل پایانی دقیقاً منطبق بر بحث گفتمان نماها در تحلیل گفتمان است که به طبقه بندی نقش عناصر زبانی در بافت های مختلف می پردازد.

 

 


[1]

                [1] . دانشیار گروه زبان‏شناسی دانشگاه شهید بهشتی

 

[2]

                [2] . استادیار گروه زبان و ادبیات عرب دانشگاه شهید بهشتی

 

[3]

                [3] . دانش‏آموخته زبان و ادبیات عرب