ELEM.ir      ElmeEjtemaeiMoslemi.ir
 
سال حمایت از کالای ایرانی
 

انتشار مقاله تحلیل جامعه شناختی ادوار علوم حدیث شیعه

تحلیل جامعه شناختی ادوار علوم حدیث شیعه

مقاله تحلیل جامعه شناختی ادوار علوم حدیث شیعه منتشر شد. در این مقاله روش شناسی بنیادین به عنوان چهارچوب نظری مورد استفاده قرار گرفته است.

چکيده

بررسي جامعه‌شناختي ادوار علوم حديث با رويکرد روش‌شناسي بنيادين و روش تحليل متون تاريخي، مسئله اصلي پژوهش حاضر است. در طول شش دوره تاريخي علوم حديث، که تقريبا نيمي از آن در رشد و نيم ديگر در افول بوده است، عواملي مثل باور به کفايت آثار حديثي موجود، سنگيني سايه علومي مثل فقه و کلام بر حديث در کنار تقسيم کار نامناسب، غلبه عقل‌گرايي افراطي، خفقان سياسي و آشوب فرهنگي؛ افول و عواملي مثل ويژگي‌هاي فردي محدثين از جمله پرسش‌گري، تکليف‌مداري و تعاملات علمي، حمايت‌هاي سياسي و اقتصادي، تمايز نقش‌هاي علمي، وجود نظام آموزشي کارآمد، شکل‌گيري فعاليت‌هاي تشکيلاتي و گروهي و دسترسي آسان به منابع علمي؛ رشد علوم حديث را به دنبال داشته است.

کليدواژه‌ها: جامعه‌شناسي حديث، ادوار علوم اسلامي، تاريخ حديث، روش‌شناسي بنيادين.

مقدمه

«حديث» يعني کلام و فعل و تقرير معصومین(العاملي، 1409، 50)، از نظر شيعه؛ يا اصحاب و تابعين به اعتقاد اهل ‌سنت(شهيدثاني، 1409، 50)، به عنوان يکي از منابع مهم آموزه‌هاي دين در کنار قرآن، همواره مورد توجه انديشمندان بوده است. بررسي‌هاي علمي درباره حديث، به تدريج منجر به شکل‌گيري «علوم الحديث» شامل دو بخش «روايه» و «درايه»، و حوزه‌هايي مثل «جرح و تعديل»، «غريب‌الحديث»، «فقه‌الحديث» و «تاريخ حديث» شده که تحولات فراواني را در شش دوره‌ي تاريخي پشت سر گذاشته است.

دوره‌ي اول(از بعثت تا غيبت صغرا)، به مدت 272 سال، صدور، دريافت، کتابت، تبويب و تدوين؛ دوره‌ي دوم(260ه – 460)، به مدت 200 سال، تدوين کتب اربعه و تکامل؛ دوره‌ي سوم(460 – 1034)، به مدت 574 سال، رکود؛ دوره‌ي چهارم، (1034 -1134)، به مدت 100 سال، شکوفايي؛ دوره‌ي پنجم(1134 – 1319)، به مدت 185 سال، توسعه و سرانجام دوره‌ي ششم(1319- 1442)، به مدت 123 سال، شکوفايي دوم علوم حديث را در بر مي‌گيرد.

بنابراين با گذشت 1454 سال از بعثت نبي اکرم؛ 272 سال از تاريخ حديث به صدور و تدوين، 423 سال به رشد و شکوفايي، 185 سال به توسعه و 574 سال نيز به رکود علوم حديث اختصاص يافته است. يعني حديث، غير از دوره تاسيس، نيمي از عمر خود را در رشد و نيم ديگر را در رکود به سر برده است.

در اين پژوهش برآنيم تا تحولات مذکور را مورد بررسي جامعه‌شناختي قرار دهيم. يعني نسبت عوامل معرفتي و ظرفيت‌هاي راهبردي حديث را از يک سو و عوامل فردي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي را از سوي ديگر با تحولات مذکور، با روش تحليل متون تاريخي، بررسي نماييم.

 

لینک دست یابی به مقاله:  https://jiss.isca.ac.ir/

 

 

منبع: 
سایت فصلنامه اسلام و مطالعات اجتماعی