ELEM.ir      ElmeEjtemaeiMoslemi.ir
 
سال حمایت از کالای ایرانی
 

تحلیل انتقادی بنیان های فلسفی نظریه پردازی ارتباطات مبتنی بر حکمت صدرایی

محقق: 
سید محمد علی غمامی
استاد راهنما: 
دکتر سید حمید پارسانیا
سال نشر: 
95
مرکز علمي: 
دانشگاه باقرالعلوم ع
چکيده: 

مصاحبه ای کوتاه و خواندنی در گزارش این رساله که با نمره عالی دفاع شده است.

در مورد  هدف و مسئله‌ی رساله ی دفاع شده توضیح کوتاهی بدهید.

رساله یک هدف کاملا عملی دارد که اشاره به بحرانی ارتباطی در دنیای امروز و زندگی روزمره ی ما دارد. با وجود آنکه تکنولوژیها و فناوریهای نوین ارتباطی در خدمت انسان قرار گرفته است انسان تنهاتر شده است و با مشکلاتی نظیر خودپرستی و دیگری ستیزی یا از خودبیگانگی و دیگرپرستی منجر شده است .

شما می‌بینید که با وجود شبکه‌های اجتماعی متعدد، انسانها فردگراتر شده اند همان چیزی که کاستلز از آن به فردگرایی شبکه‌ای نام می‌برد و رایزمن برای آن اصطلاح «جماعت تنها» را استفاده می‌کند. نمونه‌ی دیگر این بحران جنگهای گسترده و جهانی، تحمیل و تحریمها، نژادپرستی و از خودباختگی است که در دنیای مدرن تشدید شده است. 

فلسفه‌ی ارتباطات این معضل را به خوبی تبیین کرده است و به تعبیر فیلسوفان اصلی حوزه‌ی ارتباطات، انسان دچار در زندگی اجتماعی دچار «خودتنها انگاری» و «شکست ارتباط» شده است. سوال اصلی این رساله آن است که ارتباطات چگونه در دنیای امروز فهم می‌شود که همواره ارتباطات ناقص و شکست خورده است؟ 

برای پاسخ به این سوال به صورت مستقیم به برترین اندیشمندان ارتباطات همچون افلاطون در کتاب گرگیاس و فایدروس، ارسطو در کتاب خطابه، جان لاک در کتاب قوای فاهمه بشری، هوسرل در کتاب تاملات دکارتی و دریدا در کتاب نوشتار شناسی مراجعه نمودیم.

پس جایگاه حکمت متعالیه در این تحقیق چیست؟

متاسفانه مطالعات اسلامی در حوزه ارتباطات بسیار ضعیف است زیرا توانایی خوانش درست دیدگاههای اندیشمندان خود را نداریم. توجه کنید که ارسطو، افلاطون و حتی هوسرل و دریدا در کتابهایشان سخن از ارتباطات  نکرده اند اما اندشمندان ارتباطات با خوانش دیدگاههای آنها نظریه‌ی ارتباطی آنها را بازتولید نموده‌اند. اوج این کار در مقاله‌ی نظریه‌پردازی ارتباطات انجام شده که برجسته‌ترین مطالعه‌ی جامع در حوزه ارتباطات به شمار می‌آید و در این رساله آن را مبنای گزینش فیلسوفان حوزه ارتباطات قرار دادیم. 

ما برای نقد نظریه مدرن ارتباطات، به تبیین نظریه ارتباطات متعالیه پرداختیم. نظریه ارتباطات متعالیه با برجسته نمودن مباحث ملاصدرا تحت سه عنوان «اتحاد عاقل به معقول» و «کلام الهی» و تا حدودی «اراده‌ی الهی»  که از نوآوریهای حکمت متعالیه است تبیین گردید. جالب است که بدانید که برای نمونه تمام مباحث ارتباط در کتاب جان لاک ذیل مفهوم کلمه آمده است. با تبیین نظریه ارتباطات متعالیه نه تنها نشان دادیم که یک ظرفیت بسیار قوی برای تولید نظریه‌های اصیل ارتباطی داریم که یک رویکرد قوی برای نقد و بررسی نظریه غربی ارتباطات فراهم آمد.

توضیح خیلی کوتاه می‌دهم. ما در فلسفه‌ی ارتباطات به سه کنش اصلی ارتباطی در نظریه مدرن رسیدیم که تمام شیوه‌های ارتباطی در واقع بسط و تعمیق همین سه کنش است : شیوه‌ی گفتگویی، سخنورانه و شیوه‌ی منطقی ( به تعبیر دقیقتر دیالکتیک، رتوریک و لاجیک). در نظریه صدرایی ما مضامین جامع‌تری از شیوه‌های ارتباطی داریم: کلام ابداعی، کلام تکوینی و کلام تشریعی. کلام در این نظریه تنها شامل بیان شفاهی نیست بلکه منظور ملاصدرا تمام شیوه‌های بیان و اعلام را کلام می‌داند حتی هنگامی که دستهای خود را به نشانه‌ی سلام تکان می‌دهیم از کلمه استفاده کرده‌ایم. این مراتب سه‌گانه‌ی کلام شیوه‌ای قدسی و قوسی از ارتباط  را تبیین می‌کند.

نتیجه تحقیق شما چه بود؟

نتیجه این تحقیق آن بود که نظریه غربی توهم ارتباط ناقص و شکست ارتباطی را به جهان تزریق کرده است و همین امر سبب شده است که انسانها به جای ارتباط از بدیلهای آن مانند جنگ یا تهدید استفاده کنند. از نگاه ارتباطات متعالیه ارتباط هیچگاه ناقص نیست بلکه همواره کامل است با این تذکر که کامل بودن مراتب دارد و اینکه انسان حتی در پایین‌ترین مراتب کلام نیز ارتباط میسر است. نظریه‌ی غربی ارتباط را ناقص می‌داند و حتی سنتهای پدیدارشناختی نیز ارتباط  اصیل و کامل را زودگذر تعریف می‌کنند. تبیین صدرایی نشان می‌دهد که همواره گزینه‌ی ارتباط با دیگران فراهم است اما انسان اراده دارد و می‌تواند به جای ارتباط گزینه‌های غیرارتباطی و غیرانسانی را به کار ببندد. 

نظریه غربی ارتباطات را خطی و سکولار می‌کند بدین معنا که ارتباط یا افقی است یا عمودی و به بیان دیگر یا تعبدی و دستوری است یا تفاهمی و توافقی است. اما نظریه‌ی صدرایی قوسی و قدسی است و در عین آنکه تعبدی یا دستوری است می‌تواند تفاهمی و توافقی باشد. برای مثال ارتباط  انسان با دیگری همان ارتباط انسان با خدا و ارتباطش با خودش است زیرا در قوس شما هم به سمت بالا جهت‌گیری دارید و هم به سمت دیگران در سویه‌ی افقی و در نهایت  این قوس به شکل دایره به خود انسان بازمی‌گردد. 

منبع: http://bou.ac.ir